X
تبلیغات
انجمن علمی دامپزشکی اقلید - عوامل عفوني ايجاد كننده سقط جنين در گوسفند و بز:
تاريخ : یکشنبه بیست و ششم آذر 1391 | | نویسنده : سجاد سالخورده

عوامل عفوني ايجاد كننده سقط جنين در گوسفند و بز:

سقط جنين عارضه اي است كه در آن دام ماده قادر به نگهداري جنين نبوده و آن را از بدن دفع مي نمايد كه در اين ارتباط عوامل عفوني و غير عفوني مي توانند منجر به سقط جنين گردند . از جمله عوامل يا بيماريهاي ايجاد كننده سقط جنين، كامپيلوباكتر كلاميديا يا سقط جنين آنزئوتيك ، لپتوسپيروز ، بروسلوز ، كوكسيلا  coxiella burneti (تب كيو)، بوردر ديزيز و بلو تانگ و از عوامل غير عفوني مي توان ضربه و ضغطه، كمبودهاي تغذيه اي و مسموميت حاصله از گياهان سمي را نام برد.

شيوع سقط جنين هايي كه تا 3 هفته اول آبستني رخ مي دهند اغلب به دليل كمبودهاي مواد غذايي و يا ناشي از استرس است كه معمولاً‌ به ميزان 25 درصد مي رسد سقط جنين هايي كه تا ميزان 5/1 الي 2 و حتي 5 درصد عادي بوده ، چنانچه اين ميزان به حدود 20 الي 30 درصد برسد و اقدام بهداشتي لازم در مورد آن صورت نگيرد مي تواند تا ميزان 80 درصد پيشرفت نمايد كه از اين نظر باعث خسارات اقتصادي و بهداشتي در دامداري مي گردد.

 

abortion-1.jpg]

 

كمپيلوباكتريوزيس CAMPILOBACTERIOSIS  Vibriosis; 

عامل بيماري باكتري ويرگولي شكلي است به نام كامپيلوباكتركه قبلا ويبريو ناميده مي شد. در زير دو گونه مهم اين باكتري مورد بررسي قرار گرفته است:

Cam. fetus اين عامل بيشتر در گوسفند و كمتر در بزها باعث سقط ميگردد. در ميشها سبب سقط در شش هفته آخر آبستني ميگردد. همچنين تولد نوزاد نارس ، مرده زايي (تولد بره مرده Stillbirths ) ، تب، اسهال ، ترشحات شديد واژن قبل از سقط يا زايمان و متريت پس از دفع جنين، تورم جفت بهمرا نكروز خوني كوتيلدونها را موجب ميشود. جنين ها معمولا اتولايز شده و در كبد نقاط نكروز زرد نارنجي ديده ميشود.در بعضي از تحقيقات بيان شده كه اگر آلودگي يا عفونت در ابتداي آبستني رخ دهد منجر به جذب مجدد جنين ميگردد و اگر عفونت در ميانه آبستني رخ دهد منجر به سقط در طي 10 تا 20 روز بعد ميشود و نهايتا اگر عفونت در آواخر آبستني باشد منجر به تولد بره ضعيف ويا مرده ميشود.

علائم در بزها : سيكل فحلي طولاني و نامنظم ويا نازايي، اسهال، سقط در 4 تا 6 هفته قبل از زايش ، مرده زايي ويا تولد بزغاله ضعيف، جفت ماندگي، متريت و پيومتر، ترشحات واژني، تورم واژن و مهبل بهمراه جوش چركي ، در جنين سقط شده در حفره هاي بدن مايع قرمز رنگ تجمع مي يابد.

انتقال بيماري از طريق خوردن مواد آلوده به ترشحات جنين سقط شده مي باشد. پس از بلع مواد آلوده ، باكتري از روده به رحم رفته و منجر به صدمه رساندن به بافتهاي رحم و جنين ميگردد. معمولا 20 درصد از ميشها در گله در اثر  آلودگي با كمپيلوباكتر سقط خواهند نمود اما در بعضي از گله هاي حساس شيوع سقط تا 80 در صد نيز ميرسد. ميشهاي مسن ايمن خواهند شد اما 5 تا 10 درصد از گله آلوده هر سال، سقط را ادامه ميدهند.

Cam. Jejuni : يكي ديگر از عوامل سقط كمپيلوباكتريايي در گوسفند ميباشد. در ميشها باعث عفونت جفت و جنين ميگردد اما در ديگر گونه دامها اسهال و تورم روده ((enteritis ايجاد مينمايد. در بز نيز گاهي باعث سقط جنين ميگردد.

پيشگيري : غير از كنترل تردد دام از تماس با محيط و دام آلوده ،  توصيه ميگردد كه ميشها را بخصوص ميشهاي جديد را بطور ساليانه واكسينه نمود. بيماري در دامداري شديدا مسري بوده و دام مبتلا پس از بهبودي معمولا تا سه سال ايمن مي باشد . اما اگر ميشهاي جديد وارد و جايگزين شوند سقط نه تنها در دامهاي جديد بلكه سد ايمني در اثر دفع آلودگي شديد شكسته شده  باعث شيوع و طوفان سقط در بقيه دامهاي گله ميگردد. در شيوع يا طوفان سقط ميتوان آنتي بيوتيكها را روزانه به ميشها تزريق نمود.

 كنترل و درمان: دامهايي كه سقط نمودند بايستي سريعاً ‌از ساير دامها جدا شده و نسبت به تزريق آنتي بيوتيكها مانند اكسي تتراسيكلين اقدام نمود همچنين ميتوان در غذاي دام نيز كلرتتراسيكلين را اضافه نمود. درمان ساير دامهاي گله نيز توسط تتراسيكلين توصيه شده است.

 تشخيص آزمايشگاهي

تهيه لام از محتويات شيردان جنين و يا ترشحات رحمي -  كشت از محتويات شيردان جنين

خصوصيات باكتري :

اين باكتري‌ها گرم منفي و فاقد اسپور مي‌باشد. بعضي از انواع كمپيلوباكترها قادر به توليد توكسين مي‌باشند.

مخزن ميكروب : كمپيلوباكتر ژژوني بصورت كومنسال (همزيستي) در محيط رودة انواع حيوانات وحشي و اهلي ممكن است وجود داشته باشد. پرندگان وحشي از جمله مرغان دريايي، كبوتر، غاز، اردك وحشي و كلاغ مي‌توانند با آلودگي آبها توسط خود باعث انتشار آلودگي كمپيلوباكتر شوند. كمپيلوباكتر ژژوني كومنسال طبيعي گاو است. ميزان درصد موارد مثبت مدفوع در ماههاي تابستان به حداكثر رسيده و در زمستان كاهش مي‌يابد. كمپيلوباكتر ژژوني در گوسفندان عامل مهم سقط جنين عفوني اپي‌زئوتيك مي‌باشد. ميكروب بصورت كومنسال روده‌اي براي مدت طولاني و بدون ابتلاء ظاهري در بسياري از گله‌ها وجود دارد. انتقال ميكروب از سگ به انسان به اثبات رسيده است.

 كلاميديوز CHLAMYDIOSE 

اين باكتري فقط در سلولهاي زنده مي تواند رشد و تكثير نمايد. دو گونه از كلاميدياها از اهميت بيشتري برخوردارند. كلاميديا تراكوماتيس (C. trachomatis) كه معولا انسان را آلوده مي سازد و ديگري كلاميدياپسيتاسي (C.psittaci) كه اغلب دامها را آلوده مي سازد. گونه اخير مي تواند با ساير بيماريها از قبيل كراتوكونژنكتيويت (keratoconjunctivitis), آرتريت (arthritis) و پنوموني (pneumonia) بخصوص در بره هاي جوان ، همراه بوده ولي به ندرت در يك گله تواما ديده مي شود .در سال 1950 براي اولين بار سقط جنين حاصل از كلاميد يا به نام سقط انزوئوتيك (abortion enzootic) در اسكاتلند گزارش شد. در رده بندي اخير اين نوع باكتري متعلق به شاخه Chlamydiae ، خانواده Chlamydiaceae  و  جنس Chlamydophila مي باشد.

بيماري كلاميديوز بين انسان و دام مشترك ميباشد ولي موارد انساني خيلي بندرت رخ داده است و بيشتر زنان باردار را مبتلا مينمايد. بنابراين توصيه شده كه زنان باردار در تماس با گوسفندان بخصوص در زمان شيوع سقط در گله قرار نگيرند. بيماري كلاميديوز در اثر گونه  Chlamydophila psittaci در پرندگان بيماري كشنده اي ايجاد كرده و همچنين در پستانداران بيماري همه گير epizootic ايجاد مينمايد و منجر به سقط نيز در دامها ميشود . در انسان نيز پسيتاكوز تنفسي   respiratory psittacosis را سبب ميگردد.

نشانه هاي درمانگاهي :

از علايم اين بيماري سقط جنين بوده است كه معمولاً در اواخر دوران آبستني رخ مي دهد و نيز تولد بره ها و بزغاله هاي ضعيف از ديگر نشانه هاي اين بيماري مي باشد. در صورتيكه عفونت قبل از آبستني conception رخ دهد، دام در ميانه آبستني سقط مينمايد و اگر در اوايل آبستني رخ دهد سقط در 60 تا 90 روز بعد رخ ميدهد و اگر عفونت در ميانه يا اواخر آبستني رخ دهد موجب تولد بره ضعيف و يا مرده زايي stillbirths ميگردد. باكتري اغلب جفت را گرفتار ساخته و پس از اينكه عارضه سقط رخ داد، در رحم باقي مي ماند . تورم پرده هاي جفت بهمراه كوتيلدونهاي نكروزه و برنگ قهوه اي متمايل به قرمز كه گاهي قوامي سفت و چرمي شكل پيدا مي كنند . فتوس موميائي شده ويا پوشيده از پوشش فلسي پوسته پوسته برنگ خاك رس بهمراه تورم عقده هاي لنفاوي ميباشد و به علت بزرگ شدن كبد و پر شدن محوطه داخل شكم از مايع , بادكرده به نظر مي رسد. تقريبا 25 تا 60 درصد ميشها بسته به زمان آلودگي ، سقط خواهند نمود. ميشهاي مسن ايمن خواهند شد بصورتيكه سالانه ميزان سقط يك تا پنج درصد در گله كم ميگردد.

 تحقيقات نشان داده است كه ميزان شيوع سقط جنين ميشها در گله آلوده 30 درصد اما در بين بزها بيشتر است. ميشها بندرت بيش از يكبار سقط مينمايند اما با فرم آلودگي مقاوم persistently infected ، باكتري را 2-3 روز قبل و بعد از تخمك گذاري دفع مينمايند. قوچ پس از آلوده شدن بيماري را بصورت مقاربتي venereal به ميش منتقل مينمايد. پس از سقط، بزها ممكن است هيچ علائمي از خود نشان ندهند. سقط در بز در 2 تا 3 هفته آخر آبستني رخ ميدهد كه گاهي نيز موجب مرده زايي و يا تولد بزغاله ضعيف ميگردد.

همانطوريكه در ابتدا بيان شد سقط جنين همه گير enzootic abortion بخصوص در بزها ميتواند ، بهمراه ذات الريه ، التهاب بافت ملتهمه چشم، التهاب مفاصل و تورم اپيديديم epididymitis رخ دهد.

راه انتقال

عامل بيماري ميتواند توسط كنه ها ، جوندگان و پرندگان نسبتا بيشتر از راه تماس جنسي منتقل شود.  بصورت مقاربتي قوچ، ميش را آلوده نموده و يا از طريق منابع آلودگي ديگر مانند جنينهاي سقط شده، جفت , ترشحات واژن و فضولات آلوده آلودگي صورت ميگيرد.  باكتري از راه هاي استنشاق هواي آلوده و يا مصرف مواد آلوده نظير آب و غذا نيز ميتواند دام را مبتلا سازد . دام سقط كرده در سال آينده بخاطر ايمني ايجاد شده، مشكلي نخواهد داشت.

در دام سقط كرده و حتي در دامهاي غير آبستن ممكن است عفونت مخفي latent infection ايجاد شود و يا دام حامل باقي مانده و باكتري را در روده و در بعضي از بافتهاي لنفوئيدي نگهداري و حمل نمايد.              

تشخيص

با توجه به اينكه نشانه ها در گله مشخص مي باشد ولي اغلب با نشانه هاي سقط جنين هاي حاصله از تب كيو (كوكسيلا) و ويبريوز مشابه بوده لذا براي تشخيص افتراقي بايستي به انجام تستهاي آزمايشگاهي پرداخت. جفت بعنوان نمونه منتخب در نظر گرفته اما ميتوان از كبد ، طحال و ريه نيز استفاده نمود. كلاميديا را ميتوان در گسترش رنگ آميزي شده از ترشحات واژن يا جفت مشاهده نمود اما چندان قابل تمايز با Coxiella burnetii عامل تب كيو نميباشد.

تب كيو Q fever : عامل بيماري coxiella burnetii كوكسيلا بورنتي ، انگل اجباري درون ياخته مي باشد كه در انسان باعث تب و علائم سرماخوردگي شده و در دامها در اواخر آبستني باعث سقط جنين و مرده زايي stillbirth ، جفت ماندگي ، اندومتريت، نازايي گرديده و در بعضي موارد علائم تب، پنوموني و عفونت چشم نيز مشاهده ميگردد. انسان بعنوان ناقل ، بيماري را به دام منتقل نموده و اغلب سير بيماري در دام بصورت مخفي و پنهان مي باشد. دام آلوده از شير و مدفوع عامل بيماري را دفع مينمايد.

ميزبان و حيوانات حساس :

اين عامل را در گونه هاي مختلف حيوانات اهلي و وحشي ، تعداد زيادي از جوندگان، لاك پشت، ماهي و پرندگان گزارش شده اند. اغلب اين حيوانات بخصوص جوندگان بعنوان مخزن بيمار ي نيز بحساب مي آيند. انسان ميزبان تصادفي است

مشخصات كلي بيماري :

تب كيو كه نخست آن را تب كشتارگاهي يا ريكتزيوز بورنت نيز ناميدند ، بيماري است عفوني و مشترك كه در حيوانات اهلي ( گاو و گوسفند و بز )  معمولا بدون نشانيهاي مشخص ميباشد ولي در انسان موجب بيماري حاد و گاهي خطرناك گشته كه از مشخصات آن سردرد ناگهاني و تب و ذات الريه غير مشخص است.

گونه هاي مختلف كنه ها نيز در نگهداري اين اجرام مخزن انگل واقع مي شوند. اين انگل بمقدار زياد به وسيله حيوانات آلوده از طريق شير يا ساير مواد دفعي و بخصوص از جفت دفع مي شود. بخاطر دوام و ثبات قابل توجه اين باكتري در محيط خارج سلولي ، آلودگي از طريق استنشاق هواي آلوده نيز امكان پذير است و به همان اندازه كه ناقل مي تواند مؤثر باشد اين راه نيز قابل توجه است

تظاهرات باليني در حيوانات :

به غير از چند گزارش مبني بر اينكه كوكسيلا بورنتي را توام با ذات الريه و تورم ناي در گوسفند و بز و يا همراه بچه اندازي در ميش و بز و گاو يافته اند معمولاً معتقدند كه تب كيو مسئول بيماري بخصوصي در حيوانات اهلي نمي باشد و بعضي محققان معتقدند كه نشانه هاي باليني مشخص ندارد. جرم تمايل زيادي به تمركز در پستان و جفت حيوان دارد كه منجر به تورم جفت بهمراه ترشحات رحمي و پرده هاي جنين ميگردد.

در اثر تورم جفت ، جفت بصورت چرمي و ضخيم در آمده و ممكن است حاوي نقاط زرد متمايل به سفيد و ترشحات كرمي رنگ در مابين كوتيلدونها گردد. در بعضي از موارد ترشحات برنگ قرمز قهوه اي رنگ در مي آيد. پنوموني در جنين بز و گاو ديده ميشود ولي در جنين گوسفند كمتر مشاهده شده است.

 

abortion-2.jpg]

جهت تشخيص بيماري ميتوان كوكسيلا بورنتي را در ترشحات واژن ، جفت ، ترشحات جفت ، بافتهاي جنيني (كبد ، ريه و محتويات معده يا شيردان) و همينطور در شير و ادرار و مدفوع مشاهده و جدا نمود. اما اين ميكروارگانيسم بطور مداوم در شير و آغوز دفع نميشود ولذا هميشه در اين دو  قابل رديابي نيست. در محلهاي ملتهب جفت ، يا ترشحات آن ميتوان با رنگ آميزي گيمسا انگل را مشاهده نمود. كوكسيلا بورنتي مقاوم به اسيد acid-fast بوده و بصورت چند شكلي، دايره coccoid تا رشته اي filamentous ديده ميشود. معمولا با رنگ آميزي گرم  Gram stain قابل روئيت نمي باشد.  وجود ميكروارگانيسم بروشهاي فوق بهمراه آزمايشهاي سرولوژي و يا capture ELISA و  single tube PCR  نتيجه تشخيص را قطعي تر مينمايد.

 

در انسان : بر عكس حيوانات تب كيو در انسان بيماري عفوني حاد و كم و بيش وخيمي را ايجاد مي كند. دوره كمون 4-2 هفته - نخست عامل بيماري در گردش خون و سپس ساير اندامهاي دروني را مورد حمله قرار داده نشانيهاي باليني شباهت به علايم انفولانزا دارد.

درجه حرارت بدن بالا رفته ، تب و لرز ، سردرد در ناحيه پيشاني ، خستگي ، بي اشتهايي ، درد ماهيچه ها گاهي سينه درد ، گاهي تهوع . نشانه هاي عصبي و سفتي گردن ديده ميشود. دوره تب طولاني از يك هفته تا 3 ماه - سرفه خشك ، تورم بيني و گلودرد و  برادي كاردي و بزرگي كبد را سبب مي شود و مواردي نيز ذات الجنب و ذات الريه وجود دارد.

بيماري گاهي مزمن و فقط همراه تب است.  كوكسيلوز را همراه بيماريهاي ديگر مثل روماتيسم و امراض قلبي نيز يافته اند. از نظر بيماري شناسي و اپيدميولوژي تشابهي بين تب كيو و بروسلوز يافت مي شود تا جائيكه برآنند كه در منشاء اين اجرام تشابهي وجود دارد.

مبارزه و پيشگيري :

در گله هاي آلوده تمام تدابير لازم به منظور نابود ساختن جفت ، تخته پهن و كاه آلوده و هر چيزي كه با ترشحات و مدفوع دام آلوده شده ، اتخاذ گرديده است و نيز وسايل نقليه بايستي كاملاً تميز و ضدعفوني شود.

واكسن :

مايه كوبي حيوانات حساس در مواردي كه مقدور باشد توصيه مي شود

درمان :

شبيه درمان كلاميديوز: شروع درمان با 500 ميلي گرم كلرتتراسيكلين براي هر راس دام در هر روز بمدت پنج روز كه سپس به 250 ميلي گرم براي هر راس دام در هر روز كاهش داده (تا انتهاي روزهاي باقي مانده آبستني) را توصيه نموده اند. در شيوع شديد سقط جنين ، تزريق همه ميشها با تتراسيكلين ويا اكسي تتراسيكلين LA 200 بميزان 10 ميلي گرم براي هر پوند وزن دام بصورت زير پوستي توصيه شده است.

 

توكسو پلاسموزيس TOXOPLASMOSIS

عامل بيماري, ‌انگلي پروتوزوايي است به نام توكسوپلاسما گنده اي  Toxoplasma godii كه در سلولهاي اپي تليال روده حيوان آلوده (گربه‌ و گربه‌ سانان‌) زندگي مي كند . بيماري توكسو پلاسموز قابل سرايت به انسان مي باشد.

توكسوپلاسموز بيماري‌ انگلي‌انسان‌ و حيوان‌ مي‌باشد كه‌ عفونت‌ اوليه‌آن‌، بدون‌ علايم‌ باليني‌ است.  عفونت‌ اوليه‌ مادران‌ در ابتداي‌حاملگي‌ ممكن‌ است‌ باعث‌ ايجادعفونت‌ و مرگ‌ جنين‌ شود .

    شكل‌شناسي‌-مرفولوژي

    انگل‌ داراي‌ اشكال‌ مختلفي‌ مي‌باشد كه‌عبارتند از:

    ۱ - شكل‌ آزاد: شكل‌ آزاد انگل‌ كه‌ درخون‌ و لنف‌ وجود دارد قوسي‌ شكل‌است‌ و سلولهاي‌ مختلف‌ اكثرپستانداران‌ (به‌ جز گلبولهاي‌ قرمزبدون‌ هسته‌) را مورد تهاجم‌ قرارمي‌دهد.

    ۲ - كيست‌ كاذب‌: به‌ سلول‌ هسته‌ دارحاوي‌ انگل‌، كيست‌ كاذب‌ گويند.

    ۳ - كيست‌ نسجي‌: انگل‌ پس‌ از يكي‌دوباره‌ تقسيمات‌ داخل‌ سلولي‌ درسلولهاي‌ هسته‌دار، به‌ قسمت‌هاي‌مختلف‌ بدن‌ مثل‌ چشم‌، قلب‌، ريه‌، مغز،عضلات‌ و كبد مي‌رود و در آنجا مستقرمي‌شود و كيست‌ نسجي‌ (بافتي‌) راتشكيل‌ مي‌دهد.

    ۴ - اووسيست‌: در نتيجه‌ سير جنسي‌انگل‌ - كه‌ در روده‌ گربه‌ و گربه‌ سانان‌-ايجاد مي‌شود و از طريق‌ مدفوع‌ گربه‌ وگربه‌ سانان‌ دفع‌ مي‌گردد.

    چرخه‌ زندگي‌ انگل‌

    الف‌ - سيكل‌ غير جنسي‌:

    انسان‌ يا هر ميزبان‌ ديگري‌ با خوردن‌اشكال‌ اووسيستي‌ از طريق‌ سبزيجات‌ و مواد غذايي‌ آلوده‌، آلوده‌ مي‌شود. در روده‌ انگل آزاد مي‌شود و از طريق‌ عروق‌ روده، ‌خود را وارد دستگاه‌ گردش‌ خون‌مي‌كند، در اين‌ هنگام‌ ارگانيسم‌ فقط سلولهاي‌ هسته‌ دار خون‌ ميزبان‌ راانتخاب‌ مي‌كند و وارد سلول‌ هسته‌دارميزبان‌ مي‌شود ، انگل‌ دراين‌ حالت‌ به‌ نام‌ كيست‌ كاذب‌ ناميده‌مي‌شود. پس‌ از تقسيمات‌، كيست‌كاذب‌ پاره‌ مي‌شود و مجددا انگل‌ها آزاد مي‌شوند و به‌ سلول‌ هسته‌ دارديگري‌ حمله‌ ور شده‌ كه‌ پس‌ از ۲ بارتقسيم‌ همراه‌ با خون‌ به‌ طرف‌ سايرقسمتهاي‌ بدن‌ حركت‌ مي‌كنند و درآنجا مستقر مي‌گردند و منجر به‌تشكيل‌ كيست‌ نسجي (بافتي‌) مي‌شوند.

    ب‌ - سير جنسي‌ :

    گربه‌ و گربه‌ سانان‌ با خوردن‌ نسوج‌آلوده‌ به‌ كيست‌ نسجي‌ مبتلا مي‌شوند. در روده‌ گربه‌ كيست‌ نسجي‌ پاره‌ وانگل‌ آزاد مي‌شود و به‌ نسوج‌ روده ‌حمله‌ مي‌كند و درون‌ سلولهاي‌ روده ‌گربه‌ قرار مي‌گيرد و شروع‌ به‌ تقسيم‌كرده‌ سپس‌ سلولهاي‌ روده‌ گربه‌ را پاره‌مي‌كند و خارج‌ مي‌شود، بعضي‌ از اين‌سلولها تبديل‌ به‌ سلول‌ جنسي‌ يا گامتوسيت‌ مي‌شوند. از تركيب‌ سلول‌جنسي‌ نر با ماده‌، سلول‌ زايگوت‌ يا تخم‌، حاصل‌ مي‌شود كه‌ همراه‌ مدفوع‌ گربه‌ به‌ شكل‌ اووسيت‌ نارس‌ به‌ محيط بيرون‌ دفع‌ مي‌گردد.

    پيشگيري‌ و كنترل

- فريز كردن‌ (منجمد كردن‌) گوشت‌در برودت‌ -۱۸ درجه‌ سانتي‌ گراد به‌مدت‌ ۱۰ روز

 - معدوم‌ ساختن‌ مدفوع‌ روزانه ‌گربه‌ها و بچه‌ گربه‌ها قبل‌ از آنكه‌اووسيست‌هاي‌ موجود در آن‌آلوده‌كننده‌ شوند. مدفوع‌ اين‌ حيوانات‌را مي‌توان‌ به‌ طرف‌ فاضلاب‌ هدايت‌كرد، سوزاند و يا عميقا دفن‌ كرد. لانه‌گربه‌ها را بايستي‌ روزانه‌ با آب‌ جوش‌ضدعفوني‌ كرد.

 - اجتناب‌ زنان‌ باردار از تماس‌ باگربه‌هايي‌ كه‌ سابقه‌ تغذيه‌ آنها معلوم‌نيست‌; اجتناب‌ اين‌ گونه‌ زنان‌ ازكارهاي‌ باغباني‌ و يا پوشيدن‌ دستكش‌و شستشوي‌ دست‌ بعد از انجام‌ كارلازم‌ است‌.

 

راه انتقال و علائم بيماري در دام:

از طريق خوردن مواد غذايي و آب آلوده به اووسيت انگل كه از طريق مدفوع گربه و جوندگان دفع شده است. تماس مستقيم دام با مواد آلوده به ترشحات جنين سقط شده 

نشانه هاي بيماري : ميشهاي مبتلا معمولا علائمي از بيمار بودن را ندارند و معمولا عارضه سقط جنين را بروز مي دهند.

عارضه سقط جنين در هر مرحله اي از دوران آبستني مي تواند رخ دهد و ميزان شيوع آن ممكن است تا 80 درصد برسد اگر آلودگي در ابتداي دوره آبستني باشد موجب جذب و مرگ جنين مي شود، آلودگي در ميانه آبستني منجر به سقط و مستعد شدن ميشها به عفونت ثانويه ميگردد و اگر آلودگي در اواخر آبستني باشد باعث سقط جنين، جنين موميائي ، نارس زايي، مرده زايي و يا تولد بره هاي ضعيف مي گردد.

علائم در بزها: بي اشتهايي، عدم تعادل، فلجي، تنگي نفس، تورم مغز encephalitis ، عدم كارائي CNS ، التهاب روده و معده، زردي، گاهي تب و لرزش و انقباض عضلاني. در بز آبستن انگل پس از حمله و تزايد در جفت ، از جفت عبور كرده و جنين را مبتلا نموده و باعث مرگ جنين و يا موميايي شدن جنين ميگردد. همچنين مرده زايي و تولد بزغاله ضعيف از ديگر علائم آنست. معمولا سقط در ثلث آخر آبستني رخ ميدهد.

روي كوتيلدونها نقاط سفيد رنگ مشاهده ميگردد.

تشخيص : بهتر است نمونه هاي اخذ شده از جنين و جفت را در يخچال نگهداري (نه فريز شده ) و سپس بهمراه يخ ارسال نمود.

آزمايش فلورسنت انتي بادي مواد كوتيلدونها

آزمايش مايعات جنيني با استفاده از تست اگلوتيناسيون لاتكس latex agglutination

آزمايش هيستوپاتولوژيكي بافتهاي جنين مانند: مغز,‌ كبد , قلب , كليه , طحال

 

كنترل و درمان : درمان ارزش كمي دارد بهتر است يك آزمايش خوني براي اندازه گيري ميزان آنتي بادي ، در تمام دامهاي بالغ انجام گيرد . تيتر بالاي 60 نشاندهنده حالت فعال بيماري ميباشد. تيتر پائين نشاندهنده تماس قبلي و ايجاد ايمني كافي براي جلوگيري از بيماري است. خوراندن monensin (15-30 mg/head/day) در طول آبستني باعث كاهش ميزان سقط خواهد شد. همچنين گزارشاتي مبني بر استفاده از سولفاناميدها براي درمان بزهاي آلوده به ثبت رسيده است. براي درمان گربه ها نيز سولفاديازين sulfadiazine و يا كلينداميسين clindamycin توصيه شده است.

جلوگيري از ورود گربه ها به انبار غلات , آبشخوار و انبار علوفه

انهدام فوري مواد آلوده به ترشحات جنين سقط شده

كنترل جوندگان و پرندگان از نظر كاستن مخازن عفوني

اجتناب از نوشيدن شير دامهاي آلوده به ويژه توسط زنان آبستن و اطفال.

 

كنترل و پيشگيري كلي براي بعضي از عوامل سقط:

اصولاً براي كنترل و پيشگيري بايستي نكات ذيل را مد نظر قرار داد.

جداسازي ميشهاي سقط كرده از ساير دامها.

جمع آوري و سوزاندن و يا دفن كردن جنين هاي سقط شدن و جفت هاي آلوده

ضد عفوني و يا شعله دادن آغل و جايگاه دامهاي مبتلا

ميشهاي سقط كرده نبايستي تا زمانيكه علل مولد سقط از محيط حذف نشده است ، بره هاي ماده متولد شده را شير بدهند .

ميشهاي آبستن در روي زمين تغذيه نشوند

قوچ نبايد از گله با سابقه سقط جنين خريداري گردد.

تزريق فوري واكسن براي ويبريو و سقط انزوئوتيك: جهت پيشگيري واكسن نيز مصرف ميگردد كه در حال حاضر در ايران موجود نميباشد.

استفاده فوري از آنتي بيوتيكها هنگام رخداد سقط جنين صورت گيرد ( شروع درمان با استفاده آنتي بيوتيك تزريقي ( تتراسيكلين ها) و ادامه آن با آنتي بيوتيك خوراك به همراه مواد غذايي).

مراقبتهاي بهداشتي ويژه از نظر انتقال عوامل سقط به انسان مانند استفاده از پوششهاي محافظ در موقع ارتباط با دام يا دامداري ، دوري جستن زنان آبستن از دام هاي الوده ، جنين هاي سقط شده و مواد آلوده بايد مد نظر قرار گيرد.

درمان و پيشگيري:

از آنجاييكه كلاميديا ها به كلرتتراسيكلين بسيار حساس اند لذا از اين دارو به عنوان داروي پيشگيري كننده و درماني استفاده مي شود. مقدار مصرف به عنوان مقدار پيشگيري كننده (بصورت خوراكي) در دوران ابستني 80 ميلي گرم براي هر راس ميش در هر روز بمدت 3 هفته و مقدار درماني در دام سقط كرده 250 ميلي گرم براي هر راس ميش در هر روز براي مدت 3 هفته . اخيرا جهت درمان وپيشگيري توصيه شده كه در روزهاي 105 و 120 روزگي آبستني با مقدار 20 ميلي گرم (براي هر كيلو وزن دام) تتراسيكلين ويا اكسي تتراسيكلين LA را تزريق نمود.

در بعضي از تحقيقات شروع درمان با 500 ميلي گرم كلرتتراسيكلين براي هر راس دام در هر روز بمدت پنج روز كه سپس به 250 ميلي گرم براي هر راس دام در هر روز كاهش داده (تا انتهاي روزهاي باقي مانده آبستني) را توصيه نموده اند. در شيوع شديد سقط جنين ، تزريق همه ميشها با تتراسيكلين ويا اكسي تتراسيكلين LA 200 بميزان 10 ميلي گرم براي هر پوند وزن دام بصورت زير پوستي توصيه شده است.

سقط جنين انزئوتيك (كلاميديايي)

يك برنامه اجرايي واكسيناسيون در گله براي آينده تدوين نمود و در عين حال بايستي توجه داشت كه ميشهاي سقط داده شده بر عليه اين بيماري ايمن خواهند بود ولي آندسته از ميشهايي كه در اواخر آبستني آلوده شده اند احتمالا سقط نكرده و زايمان طبيعي خواهند داشت اما در سال اينده سقط خواهند نمود.

 

توكسو پلاسموزيس

ميشهاي سقط داده شده به فوريت از ميشهاي آبستن جدا شوند.

مراقبت بهداشتي از نظر كنترل رفت و آمد گربه ها و آلودگيهاي مواد غذايي دام با فضولات گربه ها شديداً انجام پذيرد .

 

كامپيلو باكترفتوس

ميشهاي سقط داده شده از ساير دامها جدا شوند و بايد توجه داشت كه :

ميشهاي سقط داده شده براي سال اينده از سطح ايمني بالايي برخوردارند. واكسيناسيون ميشها بخصوص ميشهاي جديد بطور ساليانه. بطور كلي ايمني ايجاد شده طبيعي و يا پس از تزريق واكسن زنده ، موجب ايجاد ايمني بمدت سه سال ميگردد.

 

  لپتوسپيروز :  اين بيماري در حيوانات و انسان به اشكال مختلف و با علائم باليني متفاوت ديده مي شود. لپتوسپيروز يكي از عوامل مهم خسارات اقتصادي در دامهاي اهلي است. بيشتر آلْودگيها تحت باليني است. با اينهمه سقط، مرده زايي و تولد نوزادان ضعيف كه تلفات بالا دارند از عوارض بيماري در گاو، گوسفند، اسب و خوك مي باشد. سقط معمولا در نيمه دوم آبستني مشاهده مي شود

 

Brucellosis : اين بيماري داراي عوامل مختلف از جمله عامل بيماري در گوسفند B.ovis و در بز B. melitensis ميباشد. اين بيماري بهمراه نازايي، سقط در چهارمين ماه آبستني بهمراه ترشحات واژن عفوني بمدت طولاني، مرده زايي و يا تولد بره ضعيف و باقي ماندن جفت در گوسفندان همراه است. كاهش توليد شير ، تورم قرنيه چشم keratitis ، تورم ملتهمه چشم، برانشيت ، تورم مفاصل (از اين لحاظ شبيه بيماري آگالاكسي و تب كيو ميباشد). در قوچ نيز تورم بيضه ها Orchitis و در بز نر تورم اپيديديم را ايجاد مينمايد

 

بيماري آگالاكسي (گوسفند وبز) و بيماري پلوروپنوموني واگير بزان CCPP: هر دو توسط باكتري مايكوپلاسما ايجاد شده و سبب سقط، تورم پستان (هر دو)، پنوموني (آگالاكسي) و پلوروپنوموني (CCPP ) و تورم مفاصل و كدورت قرنيه (در بيماري آگالاكسي ) ميگردند.

 

تب درة‌ ريفت:

 تب دره ریفت (RVF) یک بیماری مشترک بین انسان و دام است که می‌تواند باعث بیماری شدید و کشنده (نکروز کبدی ومغزی و نیز سقط جنین) در بین حیوانات، بخصوص حیوانات اهلی (گوسفند، گاو، بز، شتر) گردد.

این بیماری معمولاً در انسان ملایم و خفیف است ولی گاهی، موارد حاد بیماری (تب هموراژیک - مننگوآنسفالیتی) و مرگ و میر نیز دیده شده است(حدود ۱ درصد). انتقال بیماری از حیوانات بیمار معمولاً توسط نیش حشرات ناقل (بخصوص پشه‌ها) به حیوانات دیگر و انسان‌ها صورت می‌گیرد . قابل توجه‌است که تماس مستقیم با خون، ترشحات و بافتهای آلوده حیوانات نیز می‌تواند باعث انتقال ویروس به بدن انسان (از طریق زخمهای پوستی ویاآئروسل‌ها) گردد.

 ويروس تب درة‌ ريفت يك RNA ويروس از خانوادة‌ بونيا ويريده (Bunyaviridae) و از جنس فلبو ويروس ها و داراي پوشينه (Envelope) مي باشد. RNA ويروس احتمالا تك رشته اي است و شامل سه قطعه (SوMوL) مي باشد. تقريباً همه ويروسهاي اين خانواده  از طريق بندپايان منتقل مي شوند. آنها در بدن بندپايان تكثير يافته و پس از طي مرحله خاصي از چرخه زندگي خود به ميزبان مهره دار ( كه از پستانداران و يا پرندگان است),‌توسط ناقليني نظير پشه، كنه،  پشه خاكي يا پشه ريزه ( كوليكوئيدس ـ Culicoides) منتقل مي شوند.

تظاهرات بيماري در حيوانات اهلي

حساس ترين حيوانات بره ها, گوساله ها و بزغاله ها هستند. دورة‌ كمون بيماري بسيار كوتاه و حدود 12تا 18ساعت مي باشد. علايم بيماري شامل بي حالي, بي اشتهايي, استفراغ, عدم تعادل، ‌تب, ‌ترشحات چركي موكوسي از بيني و اسهال است. در حيوانات بالغ، علايم بيماري خفيف تر است. در موارد شديد بيماري ملنا و ترشحات حاوي خون از بيني حيوان مشاهده مي گردد. در ميش هاي باردار سقط جنين شايع است و ممكن است تنها علامت بيماري باشد.

كنترل وپيشگيري

كسانيكه با حيوانات سروكار دارند بايد از تماس با خون يا بافت حيواناتي كه ممكن است آلوده باشند خودداري كنند.

دو نوع واكسن غيرفعال و ضعيف شده برعليه RVF وجود دارد. واكسن غيرفعال در حيوانات اثر محافطتي خوبي ايجاد مي كند ولي بايد در چند نوبت تزريق شود. واكسن ضعيف شده تك دوز بوده و ايمني مادام العمر مي دهد ولي باعث سقط و تراتوژنيسيتي در حيوانات حامله مي گردد.

بيماري  بوردر  Border disease  :

اين بيماري يك بيماري ويروسي است كه عامل ويروسي آن pestivirus (Flaviviridae) قرابت نزديكي با BVD در گاو (و گوسفند) و وباي خوك hog cholera دارد. عامل بيماري در اوايل آبستني سبب تورم جفت، جذب جنين و يا موميايي شدن، سقط جنين، تولد بره هاي ضعيف و نقايص مادرزادي ميگردد. احتمال بروز سقط در هر زماني از آبستني وجود دارد. ميشهاي آبستن معمولا علائمي ندارند. به دنبال عفونت حاد با ويروس (البته با سويه homologous نه با heterologous ) در دامهائيكه داراي ايمني كارآمد و كافي immunocompetent هستند ،بيماري گذرا و تحت باليني ايجاد ميشود كه نهايتا منجر به ايمني بادوامي بر عليه ويروسهاي شبيه آن Homologous strain ميگردد، اما نميتواند نسبت به ديگر گونه هاي ويروس heterologous strain ايمني ايجاد شود.

جنين هاي زنده بدنيا آمده معمولا كوچكتر از نرمال بوده و داراي پوشش غير طبيعي مو hairy shaker lamb  و همچنين لرزش عضلاني غير ارادي ميباشند. علائم عصبي و لرزش بتدريج در عرض 3 تا 4 ماه ناپديد ميگردد.

 شبيه بيماري BVD ، اين بيماري با ايجاد عفونت مقاوم persistently infection در بره هاي زنده باقي مانده، سبب دفع ويروس در تمام مواد دفعي و ترشحات از جمله مني semen ميگردد.

تشخيص بيماري بر اساس جداسازي ويروس از جفت و بافتهاي جنيني ( كليه، ريه، طحال، غدد تيروئيد و شيردان) و يا در مقاطع بافتي از مغز و ضايعات CNS با رنگ آميزي ويروس و روش immunocytochemical ميباشد . همچنين با اندازه گيري آنتي بادي فلورسنت و آنتي بادي در خون قبل از خوردن آغوز precolostral

ميتوان بيماري را تشخيص داد.

Cache valley virus ويروس دره پنهان: اين بيماري ويروسي توسط پشه ها منتقل شده و باعث نازايي infertility ، سقط جنين، مرده زايي و نقايص غير طبيعي در بره هاي متولد شده ميگردد. اگر ميشها قبل از 28 روزگي آبستني آلوده شوند ، جنين ها معمولا مرده و جذب ميگردند. اگر عفونت بين 28 روزگي و 45 روزگي اتفاق افتد جنين يا جنين ها داراي    نقيص ژنتيكي Congenital arthrogryposis-hydranencephaly (A-H) syndrome يا ناراحتيهاي سيستم اعصاب مركزي CNS و سيستم عضلات اسكلتي ميشوند. ميشهاي مبتلا معمولا علائمي از بيماري نداشته و ايمني با دوامي كسب خواهند نمود.

در زمان سقط ويروس زنده نمانده و راه تشخيص بر اساس اندازه گيري آنتي بادي در سرم بره قبل از خوردن آغوز و يا در ديگر مايعات بدن ميباشد.

بيماري زبان آبي Blue Tongue

زبان آبی بیماری ويروسي غير مسري است كه توسط گزش پشه هاي کولیکوئدس به گاو ، گوسفند ،  بز گاومیش ونشخوارکنندگان وحشی (مانند گوزن) منتقل می شود.

بیماری بدو فرم سندرم عروقي (سبب التهاب غشاهای مخاطی ، احتقان و تورم می شود) و سندرم توليد مثلي كه موجب سقط جنين و نواقص مادري زادي يا جنين معيوب ميگردد.